ـ اگه ده هزار نفر به من بدین ترس رو نشونشون میدم.
ـ مثل همهی سربازها وقتی شمشیرت کارگر نیست شمشیرهای بیشتری میخوای، باید از مورچهها یاد بگیری.
ـ مورچهها!
ـ بله، نگاه کن چطور این مورچههای ارباب از بردههای خودشون غذا میگیرن، این هم یکجور مالیات گرفتنه.
ـ ما برای نابودی اونها سرباز میخوایم.
ـ این طور فکر میکنی آرتور؟ به نظر من یه مالیات بگیر به هزار سرباز میارزه.
دسته: فیلم
ترجيح ميدادم، يه رايحه از موهاش، يه بوسه از لبهاش، يکبار لمس کردن دستهاش رو داشته باشم، تا ابديت رو بدون اين
- ببین آقای اونیل من میدونم که تو با من مشکل شخصی داری
ـ به خاطر همسرم؟ نه این یه مشکل شخصی نیست. همه توی این شهر خراب شده اینو میدونن. بنابراین این یه مشکل کاملا عمومیه
یک قدم تا جهنم (ترجمهی ایرانی!!!)/Live Wire
ـ اون بیرون چه خبره؟
ـ یه جورایی خوبه یه جورایی بده، یه مشت جانی محاصرمون کردن.
ـ خوبش رو بگو
ـ این خوبش بود
اگه کسی رو میفرستی دنیا رو عوض کنه،اول ببین همینجوری که هست دوسش داره یا نه
در دنیا فقط یه انقلاب وجود داشته، اونم انقلاب آدمهای خوب بر علیه آدمهای بد، مسئله اینه که آدمهای خوب کیا هستند.
یه روز در سال 1986 داشتم با کشتی به اون طرف نیوجرسی میرفتم وسط راه یک کشتی از کنار ما رد شد که روی عرشش دختری ایستاده بود، لباس سفید تنش بود و یه چتر آفتابی هم دستش، من فقط یک بار دیدمش، اونم اصلا منو ندید ولی از اون وقت تا حالا من به یاد اون دختر زیبا هستم.
همشهری کین
ـ می تونیم همدیگر رو بیشتر ببینیم.
ـ چرا؟ چونکه تو رو یاد اون میاندازه؟ این اصلا برای من خوشایند نیست. هیچ توقع دیگری در بین نیست؟
ـ نه
ـ این هم برای من زیاد خوشایند نیست.
سرگیجه/ هیچکاک
ـ آخه میدونی تو به کاراگاه مشهوری، من یه بازنده
ـ «بادی» تو بازنده نیستی
ـ اشکالی نداره «تدی»، فقط مادرم باید اینو بهم بگه، دوستام میتونن حقیقت رو بدونن
شما همه جا هستید این طور نیست؟
این تنها وجه مشترکیه که من با خدا دارم
برفهای کلیمانجارو
