اگر روزی انسان در کوپهی درجه یک مسافرت کند و ادبیات در واگن بار، کار دنیا به سر آمده!
صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / کیومرث پارسای
اگر روزی انسان در کوپهی درجه یک مسافرت کند و ادبیات در واگن بار، کار دنیا به سر آمده!
صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز / کیومرث پارسای
ترجيح ميدادم، يه رايحه از موهاش، يه بوسه از لبهاش، يکبار لمس کردن دستهاش رو داشته باشم، تا ابديت رو بدون اين
«بر تارک شما کلاهی میبینم!»
کلاهم کجا بود من؟
«کلاه سرنوشت! بعله! بر تارک شما! … ها، میبینم! هالهی سرنوشت! … چه غیرمنتظره، چه خوب! تکان نخورید!»
ها، میدیدش روی سرم! برام توصیفش میکرد! یک دایرهی کوچک دور کلهم! …
دستهی دلقکها/ لویی فردینان سلین/ مهدی سحابی